تبليغاتX
وبلاگ یه آدم کاملا معمولی!

ناشکری ممنوع!
تاريخ: یکشنبه 24 دی1385

۱ّ) امروز همون دیروزیه که منتظرش بودم.
۲) امروز اولین روز از آینده است.

۳) دیشب گفتم بریم جمهوری. گفت: باشه. ببین من حاظر شدم ها. میام. اما اگه دیر رسیدیم بسته بودن ناراحت نشو! گفتم ناراحت می شم. (آخه صبح هم می خواستم بریم جایی دیگه دیر شد نرفتیم ناراحت شدم.) گفت ناراحتی نداره. گفتم: بگو: از من ناراحت نشو (یعنی از خودش).
هیچی چشمتون روز بد نبینه. میگم ناشکری نکنین!  خانمی ( یاآقایی) که شما باشین٬ تو کوچه فرعی که به جمهوری ختم می شد٬ ماشین "نو" (قربون هر چی "خودروی ایرانی" برم) خاموش شد. هر چی استرات. نه بابا. همینطور با استارت ماشین رو به حرکت در آورده و از تقاطع جمهوری با "مغازه های بازش" با اون کوچه فرعی گذشتیم  و همچنان به سمت جنوب ادامه دادیم و ... خلاصه بماند که از تخلیه بنزین بود قبل از نشان دادن علامت (اون چراغه که میگه بنزین تهشه) و استارت مبارک سوختت و از اون بدتر اینکه در انتهای زیر گذر ماشین خیابان حافظ (فهمیدین کجا رو میگم؟) یک عدد پیکان عهد فتحعلی شاه قاجار قرمز رنگ به در سمت کمک راننده مالیدن فرمودن (چه عرض کنم) و ایشون البته "به مولا غلام ما هستن" و ما رو می گی خوب اونم ماشینه سه روزه (البته منظورم زبونش نیست).
حالا اینو بگم: می گم ناشکری نکنید (مث آخوندایی که هی حاشیه می رن!) منظورم این بود که گفت ناراحت نشو! و ... مغازه های باز و دماغ سوخته منو و تازه دلسوخته من برای ماشین "نو" (با تشدید نون)

۴) دیگه همین. ملالی نیست جز دوری شما. غضنفر.

 

ممل۱: واه واه چه خوشمزه شدم من٬ امشب.  

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
راستی یه چیز دیگه به خودم!!
تاريخ: چهارشنبه 20 دی1385
بابا قوی باش. باشه؟ بازم می گم. راز شاد زیستن.

حوری ببخشید اگه باهات بد حرف زدم. اصاْ حال خوبی نداشتم.

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
به خودم!
تاريخ: چهارشنبه 20 دی1385
برای خودم می نویسم. مگه نه؟؟

پس چی؟؟

عوض شدی؟ پایبند بودی؟

برای خودم. راز شاد زیستن.

اوفففف!!! بازم برا خودم.

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
!مال تو
تاريخ: دوشنبه 11 دی1385
هر چی آرزوی خوبه مال تو             هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو             این شبای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو وا شدن            تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه؟            اول دوراهی آشنا شدن!

تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
                                        دلتو شکسته بودن٬ همه قصه همین بود

می تونستم با تو باشم٬ مثل سایه مثل رویا
                                         اما بیدارم و بی تو٬ مثل تو تنهای تنها

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
!!!! مایل به تبادل لینک هستم
تاريخ: جمعه 8 دی1385
چه قدر مسخره است:

... وبلاگ قشنگی داری به من هم سر بزن ... .  .... تمایل به تبادل لینک با شما دارم .... .... برای بالا رفتن آمار بازدیداتون ....

وای وای ... اول  بعد هم ... ( اِ چرا عصبانی نداشت !!!!!)

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
تا دوست 2
تاريخ: جمعه 8 دی1385
خوشحالم تو زندگیم ۲ تا دوست صادق و صمیمی دارم که بعضی وقتا درد دلمو بهشون می گم.

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
فکر
تاريخ: جمعه 8 دی1385
نمی دونم چرا وقتی فکر می کنم به جایی نمی رسه!! یعنی همون اولش متوقف می شه. خسته شدم از دست خودم. بلد نیستم فکر کنم.

یه راه حلی٬ یه کتابی٬ یه آموزش سریع و زود بازده بهم بگین.

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
میگه:
تاريخ: دوشنبه 4 دی1385
میگه:
دمدمی مزاجم٬ یه موقع خوبم یه موقع بد (اینش به من رفته!) میگه: نمی دونم چرا از این همه نعمتی که دارم لذت نمی برم!؟ رفتم کلی خرج کردم و چیز گرفتم٬ اصلا ازش لذت نمی برم و احساس خوشحالی نمی کنم. بود و نبودش برام فرقی نداره.

میگه:
وقتی میرم مسافرت تو مسافرت ازش لذت نمی برم٬ وقتی بر می گردم و یاد مسافرتم می افتم٬ می بینم چه روزگار خوشی بود.

میگه:
جدیدا بدترم شدم. خیلی زود رنج وعصبی. زود از کوره در می رم و ... .

میگه:
از خودمم بدم میاد. احساس می کنم از خدا هم سالها دور افتادم. اصلا روم نمیشه باهاش حرف بزنم.

میگه:
از همه بدتر اینکه یه زندگیِ شلم شوربایی دارم که نگو. هر چه پیش آید خوش آید! تو بگی یه ذره نظم تو زندگیم هست٬ نیست. اگه کاری هم انجام می دم از رو اجبار و وظیفه می کنم. چون دیگه اگه من نکنم یه عده می مونند معطل. اونم چون چاره ندارم.

ای بابا! نمی دونم. باید تغییر کنه. اونم مثل من احتیاج به تغییر داره. اما منم نمیدونم از کجا باید تغییر و شروع کرد.

یه دوستی تو وبلاگش داره می نویسه٬ از جراحی خودش. اما او کسیه که یه عمره مطالعه کرده. نه مثل من و "او" که خیلی کم مطالعه هستیم.

ممول ۱(به جای: پ.ن - اینم یه ابتکاره دیگه): یه دفعه بگو از همزادت نوشتی دیگه!

ممول ۲: بگین. شما هم بگین. بالاخره بهتر از هیچیه.

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
زلزله
تاريخ: دوشنبه 4 دی1385
چی میشه که آدم از زندگیش لذت نمی بره؟

یه "حرف" تکوندهنده بگو.

خودم می گم: همیشه به خودت بگو: آخرش که چی بشه؟؟!!

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
تغییر
تاريخ: یکشنبه 3 دی1385
من بالاخره تغییر می کنم. فقط امیدوارم به روز مرگم نرسه!

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
درخت کریسمس
تاريخ: یکشنبه 3 دی1385
وقتی این ایام  از خیابونا می گذری می بینی یه سری از  آدما درخت کریسمس گذاشتن تو مغازشون. واقعا اگر مسیحی نیستن چقدر "بی هویتند" .

ولی میلاد حضرت مسیح (ع) رو به مسیحیا و مسلمونا تبریک می گم.

 

 مبارک

 

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
توانستن!!
تاريخ: یکشنبه 3 دی1385
خیلی خوبه آدم بتونه با هر کسی مثل خودش رفتار کنه. با دوست مثل دوست و با خاله زنکا مثل خودشون (البته تا حدودی).

هنر می خواد. یه دوست دارمکه اینطوریه. و چه خوب "دوست داری" می کنه!

وسخته با کسی که ازدواج نکرده یه عمر (۱۰ سال) مثل خودش رفتار کنی بگی و بخندی و هم دردی کنی در حالی که ازدواج کردی و یه بچه هم داری!!!

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
شاید!
تاريخ: یکشنبه 3 دی1385
۱) سلام. شاید قالب وبلاگمو عوض کنم. از ظهر تا مغرب داشتم دنبال قالب خوب می گشتم. آخرم نشد. به دلم نمی شینه.

حالا فعلا می نویسم تا ببینم چی می شه؟!

 

۲) ۱۰۰ تا وبلاگ و ... خسته شدم. گفتم این دیگه آخریشه. در موضوعات مختلف. در سرورهای متفاوت. اه بسسه دیگه!

دیگه باید آخریش باشه.

۳) یه دوست گفت: خودت بنویس. از سایت ... نیار. هر کی بخواد می ره اونجا و می خونه دیگه. خودت هم که گفتی از اونجا مطلباتو میاری. اما دلم نیومد اونو ادامه ندم. آخه یه سری دوست و یه عالمه مطلب. گفتمن دوباره شروع می کنم.

حالا دوباره است.

۴) شما راجع به شخصیت من چی فک می کنید؟ خودم می دونم. درسته!!

۵) از صبح تا شب مشغول این اینترنت لعنتی بودم. از صبح تا شب. اه. لعنت. تموم وقتمو. از دور و برم غافل.

۶) یه پست دیگه می ذارم و میرم. قول می دم.

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: شنبه 2 دی1385
من در اینجا اعلام میدارم که به جای:

پ.ن: ، پی نوشت ، پانوشت و ... (غیره) می نویسم :

ممول.

فقط هم به خاطر اینکه از ممول تو کارتون دختر مهربون خوشم میومد. همین.

 

نوشته شده توسط نقش قلم | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo